-->

دفتر خط خطی

 

 


درباره وبلاگ
 

همين صفحه

ايميل به نويسنده

لوگوي وبلاگ

 


همسايه ها
 



بايگاني وبلاگ



[Powered by Blogger]

 

 



*
فلسفه را جدی بگیریم

فکر کنم دوران راهنمايي بودم که معلممون در مورد « قانون عليت» داشت سرکلاس صحبت مي کرد. زنگ آخر بود و ساعت قبلش هم ورزش داشتيم و از خستگي داشتيم مي مرديم. هيچ کس نمي فهميد معلم داره چي مي گه و معلم بد بخت داشت خودش رو کچل مي کرد تا به ما بفهمونه « قانون عليت» چيه و چقدر براي علم فلسفه و فلسفه دانها مهمه. شايد اونجا بود که فهميدم چيزي به نام « فلسفه» در عالم امکان وجود داره.

هميشه فکر مي کردم فلسفه يعني يه سري حرف هاي قلمبه سلمبه که معمولا" يک سري آدمهاي خيلي خل وچل و مشنگ سرهم مي کنن و آخرش هم خودشون نمي فهمن چي گفتن. شايد يکي از دلايلش اين بود که هر مطلبي رو نمي فهميدم، مي گفتن اين مطلب فلسفيه! بهر حال علم فلسفه برام چندش آور شده بود. دوست نداشتم در موردش چيزي بدونم يا چيزي بخونم. اصلا" از فلسفه بدم ميومد بدون اينکه بدونم چي هستش. تا مي شنيدم يه بحث فلسفيه حالت تهوع بهم دست مي داد!

از همون دوران خيلي علاقه مند بودم به آرمان شهر، مدينه فاضله و ناکجا آباد. اما درموردشون خيلي کم مي دونستم و دقيقا" نمي دونستم اين نظريات ماله کيه واين مباحث توسط چه کساني مطرح شده و نمي تونستم حدس بزنم که اين موضوعات توسط فيلسوف هاي بزرگي مطرح شده.

تا اينکه چند سال پيش با يکي از بچه هاي دانشگاه دوست شدم که خيلي آدم با سوادي بود. خيلي جالب مطالب سينمايي، سياسي يا اجتماعي رو نقد مي کرد و ريشه تاريخي تفکر موجود تو اون مطلب يا کساني که روي اين مطلب صاحب نظر بودن و ... رو مطرح مي کرد.
بعدا" فهميدم که اين دوست عزيز فلسفه مي خونه و اونجا بود که با خودم گفتم احتمالا" فلسفه يه جور فحش نيست!!! و بايد علم جالبي باشه اما نمي دونستم براي يادگيري فلسفه از کجا بايد شروع کرد؟ چي بايد خوند؟

اما اين مشکل هم توسط يکي ديگه از دوستانم برطرف شد. يکي از دوستانم کتابي به امانت به من داد که شايد خيلي از مباحثي رو که هميشه به دنبال اونها بودم و مي خواستم راجع بهشون چيزي بدونم رو خيلي ساده و روان و در قالب داستاني زيبا و شگفت انگيز مطرح کرده بود. و اين کتاب همون کتاب معروف « دنياي سوفي» بود.


اين کتاب به زبان خيلي ساده و در قالب يک داستان نفس گير و غافلگير کننده مياد تاريخ فلسفه رو بررسي مي کنه.( کمي قبل از سقراط يعني دوران باستان تا دوران معاصر)

اين کتاب 600 صفحه اي( که براي من حدود يک ماه خوندنش طول کشيد) داستان دختري به نام سوفي آموندسون هست که يک آدم مرموز به نام آلبرتو به اون فلسفه ياد مي ده. خواننده با اين کتاب ارتباط خيلي خوبي برقرار مي کنه و تقريبا" به وسط کتاب که مي رسه يهو يه ديوار سرش خراب مي شه! و اونجاست که خواننده مي فهمه چقدر عجيب و ناجوانمردانه نويسنده با ذهنش بازي کرده! و چقدر جالب يک دوره درس فلسفه رو پشت سرگذاشتي بدون اينکه خودت فهميده باشي.

و نيمه دوم کتاب زيباتر و مرموزتر ادامه پيدا مي کنه و واقعا" کنار گذاشتن کتاب مشکل مي شه. شايد 100 صفحه آخر کتاب هيجان انگيزترين صفحات کتاب باشه چون مي خواي از سرنوشت شخصيت هاي مرموز اين کتاب سردربياري.

بالاخره کتاب تموم مي شه و تو مي موني و يک ذهن شخم زده شده. يک ذهني که انگار با لودر روش راه رفتن. يک ذهني که تازه با خوندن يک کتاب 600 صفحه اي به اندازه همون کتاب سوال برات مطرح مي شه.

تازه مي فهمي که بايد اين کتاب رو يکبار ديگه بخوني. شايد هم 10بار ديگه. به قول نويسنده بايد خط هاي بين سطرها رو هم بخوني. اين کتاب مثل فيلم « بازي» يا « مظنونين هميشگي» مي مونه و بعد از تموم شدن فيلم تازه مي فهمي که بايد يکبار ديگه اين فيلم رو از اول ببيني تا بفهمي چي به چي بود؟

پي نوشت:
این کتاب قیمتی زدیک به 3000تومن یا 8 دلار آمریکا داره. برای دیدن قیمت کتاب و چند صفحه اول کتاب (به زبان انگلیسی) اینجا رو کلیک کنین.
وبرای خوندن یک توضیح اولیه و جمع بندی مطالب اینجا رو کیلیک کنید(انگلیسی).

پی پی نوشت:
150 صفحه آخر کتاب اونقدر برام جالب بود که همش رو يکجا خوندم. نصف شب بود اما نمي تونستم کتاب رو کنار بزارم. حتي گاهي احساس مي کردم به راحتي نمي تونم نفس بکشم و به سختي پلک مي زنم. وقتي کتاب تموم شد يکم خل شده بودم و تصميم گرفتم بخوابم. رفتم مسواک بزنم که ديدم کنار جا مسواکي يک تيکه کاغذ چسبيده. با خودم گفتم نکنه يک رونوشت نامه هيلده براي من اومده باشه. از اين فکر شوکه شدم. با عجله کاغذ رو برداشتم و ديدم روش نوشته« قبل از رفتن به دانشگاه حتما" بنزین بزن چون ماشین بنزین نداره». ما هم کلی در مورد این نامه خیالبافی فلسفی کردیم اما نتیجه ای نگرفتیم!



Sadjady  ||  11:20


Comments: Post a Comment