|
دفتر خط خطی |
||||
|
|
همسايه ها بايگاني وبلاگ
|
|
* مرگ شيرين تر از زندگي
Sadjady ||
20:48
توي اين دنيا خيلي ها سعي مي کنن زندگي کنن ولي کسي زندگي نمي کنه. چند روز پيش که يکي از اقوام ما فوت کرده بود همه مي گفتن «خوش به حالش چقدر خوب مرد. اصلا" درد نکشيد. خيلي سريع و راحت تموم کرد. کاش ما هم مثل اون بميريم!». اما هيچ کس نمي گفت چرا فوت کرد. چرا يه آدم 60 ساله که هيچ مريضي نداشت يهو صبح مي گه قلبم درد مي کنه و تا اورژانس مياد دم خونشون مي ميره؟ بله. من هم مي دونم مرگ و زندگي دست خداست اما حرفم اينه که چرا خيلي ها براي زندگي ارزش قايل نيستن. چرا براي تفريح و نشاط خودشون کاري نمي کنن؟ هميشه منتظر اينن که عجلشون کي مي رسه. اما هيچ وقت لحظاتي رو که دارن مي گذرونن قدر نمي دونن. به مذهبي يا غير مذهبي بودن افراد هم بستگي نداره که بگيم چون اين بنده خدا مذهبيه و سنش بالا هستش، منتظر عجلشه و سعي مي کنه از دنيا دل بکنه بلکه اين تو فرهنگ ما جا افتاده که مرگ خيلي مهمتر از چگونه زندگي کردنه. انگار همه منتظر اينن که توي مسابقه زندگي زودتر از بقيه به خط پايان برسن و تازه از همديگه سبقت مي گيرن و بعضي موقع ها همديگر رو هل مي دن تا زودتر بميرن! براي خيلي ها انتظار مرگ رو کشيدن بهتر و زيباتر از گذران شاد و با نشاط زندگيه. براي خيلي ها مرگ شيرين تر از زندگيه.
Comments:
Post a Comment
|
|